نیما غم دل گو که غریبانه بگرییمسر پیش هم آریم و دو دیوانه بگرییممن از دل این غار و تو از قله آن قافاز دل بهم افتیم و به جانانه بگرییمدودیست در این خانه که کوریم ز دیدنچشمی به کف آریم و به این خانه بگر
شب می رسد ز راه , راه هميشگیشب , با همان ردای سياه هميشگیترديد, در برابر, بد, خوب,نيستیچشمت چراغ سبز و, سه راه هميشگیعاشق شدن گناه بزرگيست- گفته اند -ماييم و ثقل بار گناه هميشگی!می بينمت که صيد دل خست
خـــــــــدا کند که نگاهــــــت پر از امید بمـــاندو لحظه لحــــــظه ی عمرت پر از نوید بمـــاندخدا کنــد که کتــــــــاب ترانه های قشنـــگتپـر از ترنـــــــم شاد و گــــل سپیــــــد بمـــاندخدا کنــد